
سلام...
ادامه مطلب
سلامدر این ماه مصادف بود با ماه رمضانمن روزه میگیرمیه روز به عذرا گفتمفردا تو تنهاییساعت 9 صبح بیا بریم ویلامنم بدلیل مسافت روزه نمیگیرمگفت باشهالبته روز قبل عذرا رفت آرایشگاهههههههصبح ساعت 9 صبح بهونه کردم از سرکار اومدم بیرونعذرا هم مرخصی گرفتسوارش کردمرفتیم دو تا شهر اونطرف تریه ویلا گرفتمرفتیم داخل ویلاآروم عذرا رو بغل کردمبوسیدیممقنعه اش رو در آوردمنم دکمه مانتوشو باز کردم و در آوردمرفتیم رو تخت نشستیمآروم همدیگه رو لمس کردیمسخت بودکم کم لباسامون رو درآوردیمیه .... عاشقانههر دو ارضا شدیمرفتیم حمومبعدش لب...
ادامه مطلب