
سلام...
ادامه مطلب
سلامدر این مابقی تیر 943 بار دیگه رفتیم ویلاهر بار خیلی حال کردیماز سوار شدن ماشین گرفته تا داخل ویلاراستی جشن یک ماهگی رو هم با هم گرفتیمما خیلی خوشحال بودیم بخاطر دوست داشتن همعذرا جووووووووووونم بووووووووووووووسدووووووووووست دارررررررررررررمممممم...
ادامه مطلب
سلامدر این ماه مصادف بود با ماه رمضانمن روزه میگیرمیه روز به عذرا گفتمفردا تو تنهاییساعت 9 صبح بیا بریم ویلامنم بدلیل مسافت روزه نمیگیرمگفت باشهالبته روز قبل عذرا رفت آرایشگاهههههههصبح ساعت 9 صبح بهونه کردم از سرکار اومدم بیرونعذرا هم مرخصی گرفتسوارش کردمرفتیم دو تا شهر اونطرف تریه ویلا گرفتمرفتیم داخل ویلاآروم عذرا رو بغل کردمبوسیدیممقنعه اش رو در آوردمنم دکمه مانتوشو باز کردم و در آوردمرفتیم رو تخت نشستیمآروم همدیگه رو لمس کردیمسخت بودکم کم لباسامون رو درآوردیمیه .... عاشقانههر دو ارضا شدیمرفتیم حمومبعدش لب...
ادامه مطلب