پسری که اسیر دختره شد و ...

متن مرتبط با «فرصت برابر خرداد 94» در سایت پسری که اسیر دختره شد و ... نوشته شده است

خاطرات دی 94

  • نیلوبلاگ

    سلامقبل از هر چیز یادم رفت بگم عذرا از مهر 94 دیگه سر کار نمیرفتتو این ماه مهمترین اتفاق تولد عشقم بودروز قبلش رفتم بازاربراش یه ساعت خوشگل گرفتمتو ماشینم جاسازی کردمفردا بهش گفتم بیا بریم بیرونگفت اصلا شرایط ندارممنم اصرار نکردمفقط رفتم سر کوچه شونبهونه خرید از سوپرمارکت ، اومد بیرونکادو تولد رو بهش دادمخیلی خوشحال شدو اون رفت و منم رفتم خونهیکی دوبار هم تو این ماه رفتیم ویلااون تو خونه خودش اصلا حرف نمیزدمنم تو خونه خودماون تو خونه خودش دلخوشی نداشتمنم همینطورالبته هر روز تلگرام و ایمو تصویریخیلی پیام میدادیمروزانهاز ت...

    ادامه مطلب
  • خاطرات بهمن 94

  • نیلوبلاگ

    سلامتو این ماه اتفاق جالبی افتادهر روز اس و زنگ و ایمو تصویریحدود 18 بهمن اینا بود نمیدونم چی شد عذرا گفت اس ندهالان دقیقا نمیدونم چراالبته اتفاق خاصی نیفتاده بودمنم گفتم باشهاون موقع من هر روز وب مینوشتمیعنی تموم اتفاقات روزانه رو مینوشتمروز 22 بهمن تو خونه تنها بودمعذرا چند روز از من خبری نداشتالبته من کارای روزانه خودم رو هم تو وب مینوشتمتا اینکه روز 22 بهمنتو وب یه قصه نوشتمالبته اونجا نگفتم قصه هستاینجوری شروع کردم که2 روز پیش ، صبح زود کنار ساحل بودمو یه دختر داشت میرفت داخل آبدیدم همینجور داره میره و دریا طوفانیهرف...

    ادامه مطلب
  • خاطره دوم در تیر 94

  • نیلوبلاگ

    سلامدر این مابقی تیر 943 بار دیگه رفتیم ویلاهر بار خیلی حال کردیماز سوار شدن ماشین گرفته تا داخل ویلاراستی جشن یک ماهگی رو هم با هم گرفتیمما خیلی خوشحال بودیم بخاطر دوست داشتن همعذرا جووووووووووونم بووووووووووووووسدووووووووووست دارررررررررررررمممممم...

    ادامه مطلب
  • خاطرات مرداد 94

  • نیلوبلاگ

    سلامتو این ماه هم ، هر روز اس و زنگالبته تلگرام شروع کردیمزمانیکه فرصت میکردیم بیرون میرفتیمویلا میرفتیمخرید میرفتیمجشن دو ماهگی گرفتیمیه روز خانم و دو پسرم که ییلاق بودندمن عذرا رو آوردم خونه خودمروز قبل براش یه گردنی گرفتمگردنبند یه قلب داشتخیلی قشنگ بوداونو تو خونه خودم بهش هدیه دادمو اونروز خیلی خوشحال شدو خودم دور گردنش بستمیه اتفاق دیگه هم افتاد چون خاطره خوبی نیستکلی میگمفامیل عذرا هم جزو زیر مجموعه من بودیه موضوعی به من گفتمنم از عذرا سوال کردمعذرا هم گفت آرهمن خیلی ناراحت شدمگوشیمو خاموش کردمعذرا اون روز تا ...

    ادامه مطلب
  • خاطرات آذر 94

  • نیلوبلاگ

    سلامدیگه حواسمون بیشتر جم شدقرارمون رو یه شهر دیگه میزاشتیماون با سواری خطی میرفتمنم با ماشین خودماونجا سوار ماشین من میشدتو این ماه امتحان داشتیکی دو بار ویلاهمین دیگهبوووووووووووووووووووسسسسخیللللی دوووووووسسسست دارررررررررررررررم...

    ادامه مطلب
  • 18 خرداد 94

  • نیلوبلاگ

    سلامدوشنبه 18 خرداد 94صبح زود اومدم بیرون از خونهبلافاصله اس دادمدیدم عذرا هم بیداره و منتظره منهفقط اس دادیمتلفنی نمیتونستیم حرف بزنیم چون شوهرش خونه بودتوراه هم رانندگی میکردم هم اس میدادمرسیدم ادارهتو اداره هم اس و گاهی زنگالبته الکی زنگ میزدم محل کار عذرا و یه چیزی رو بهونه میکردماون کارش تموم شدو رفت خونهمنم کارم تموم شد و طبق معمول رفتم تو ماشینادامه قصه رو براش نوشتمجالب اینجا بود عذرا گفت این قصه روز اول سفرهیعنی محمد رضا سفر ماه تو قصه 7 روزهو باید 7 روز رو بنویسیکلی خندیدممثلا تو قصه روز اول رفتیم کنار ساحل آنتالیا ...

    ادامه مطلب
  • پایان خرداد

  • نیلوبلاگ

    سلامتو این چند روز خرداد 94 هر روز صبح زود میرفتم ادارهتوراه اسبعداز ظهر ها زنگمن خیلی خوشحال بودمراستی به عذرا گفتم من 20 سالمهعذرا هم گفت من 16 سالمهگفتم من همیشه تو این سن باقی میمونمهههههههههههگفتم دنیا ارزش حرص خوردن ندارههمش دوست دارم و میخوامت شدید بین ما بودیه چیز بگم : 150 روز وب رو قبلا نوشتم بخاطر یه موضوعی وب رو حذف کرده بودم الان دارم دوباره وب مینویسمالان مجبورم بصورت ماهانه و یا موضوعی بنویسمعذرا جووووووووووونم خیلی دوست دارررررررررررررررمخیلللللللی میخوااامتبووووووووووووووووس...

    ادامه مطلب
  • خاطره اول در تیر 94

  • نیلوبلاگ

    سلامدر این ماه مصادف بود با ماه رمضانمن روزه میگیرمیه روز به عذرا گفتمفردا تو تنهاییساعت 9 صبح بیا بریم ویلامنم بدلیل مسافت روزه نمیگیرمگفت باشهالبته روز قبل عذرا رفت آرایشگاهههههههصبح ساعت 9 صبح بهونه کردم از سرکار اومدم بیرونعذرا هم مرخصی گرفتسوارش کردمرفتیم دو تا شهر اونطرف تریه ویلا گرفتمرفتیم داخل ویلاآروم عذرا رو بغل کردمبوسیدیممقنعه اش رو در آوردمنم دکمه مانتوشو باز کردم و در آوردمرفتیم رو تخت نشستیمآروم همدیگه رو لمس کردیمسخت بودکم کم لباسامون رو درآوردیمیه .... عاشقانههر دو ارضا شدیمرفتیم حمومبعدش لب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    فال خرداد 94 | فال امروز خرداد 94 | فرصت برابر خرداد 94 | کنسرت بابک جهانبخش خرداد 94 | قیمت روز خودرو خرداد 94 | اوقات شرعی خرداد 94 | فال دوشنبه خرداد 94 | روزنامه خرداد 94 | فال روزانه خرداد 94 | روزنامه ورزشی خرداد 94